دی ۱۹, ۱۳۹۶ زالو

زالو

زالو

زالو کرمي است لزج، چسبنده، خون آشام و به دليل صفات فوق چندش آميز است و نفرت انگيز. در ادبيات ما «زالوصفت» به آدم هايي مي گويند که از ديگران بهره کشي مي کنند و در واقع به آنها مي چسبند و خون آنها را مي مکند. اغلب ما از اين جانور تجسم نامأنوس داريم. زالو در مزارع برنج به ساق پا يا دست هاي دختران و زنان شاليکار که بوته هاي ظريف برنج را نشا مي کنند مي چسبد و آب باتلاق را از خون آنها رنگين مي کند. زالو از آب دلو يا جرعه اي آب چشمه که رهگذري تشنه براي آشاميدن بدان روي مي آورد داخل گلو و بيني او مي شود و ناراحتي خوف انگيزي پديد مي آورد. به خاطر نفرت از اين کرم ترسناک در دوران کودکي وقتي آن را از جويباري شکار مي کرديم بر آن نمک مي پاشانديم. ذرات نمک پوست براق و لزج زالو را مي خورد و ذوب مي کرد و زالو زير شکنجه وول مي خورد و ما کيف مي کرديم.
آيا واقعاً زالو مستحق اين همه لعن و نفرين و مستوجب اين مجازات تلخ است؟
حداقل تاريخ طب گواه آن است که خدمتي که زالو به نوع بشر کرده است بيشتر از تمام زيان هايي است که براي وي برمي شمارند.استفاده از زالويي به نام زالوي پزشکي (Hirudo medicinalis) براي بسياري از بيماري ها از ديرباز نمودار سودمندي هاي شايان اين جانور بدنام است. کارايي مناسب زالو در طب و دامپزشکي سبب اختصاص دادن حوضچه هايي براي پرورش زالو در ممالک مختلف شده است. در روسيه زالو از رقم هاي مهم صادراتي محسوب مي شود. سابق بر اين از اقلام صادرات و واردات کشورهاي اروپايي به شمار مي آمد و گفتني است که در سال ۱۸۵۰ کشور فرانسه صد ميليون زالو از کشورهاي ديگر خريداري کرد.
استفاده از زالوی طبی برای درمان برخی بیماریها در ایران قدمتی چندین ساله دارد که از جمله موارد مکتوب آن اشاره ابوعلی سینا به استفاده از آن در درمان بسیاری از بیماریها در کتب مختلف از جمله قانون می باشد . متاسفانه استفاده نا صحیح و عدم انجام به بررسیهای تکمیلی در مورد خواص این موجود زنده باعث حذف استفاده از آن به مرور زمان گردید و باز با هزاران تا سف چون همیشه این مورد طبی ، اسلامی و ایرانی نیز در چند دهه اخیر طی تحقیقات بالینی و آزمایشگاهی و استناد به مدارک قدیمی ایرانی ممالک اروپایی و آمریکایی مجددا جهت درمان بسیاری از بیماریها چه به صورت مستقیم و چه به صورت استفاده از آنزیمهای استخراج شده از زالوی طبی مورد استفاده قرار گرفت .
جانورشناسان تاكنون ۶۵۰ نوع زالو را شناسايي كرده‌اند كه ۵۰ نوع آن از خون پستانداران تغذيه مي‌كنند.
برخي از انواع زالو فوق‌العاده خطرناك و بيماريزا مي‌باشند اما گونه‌هاي متعددي از زالوها وجود دارند كه اثرات درماني جالب توجهي دارند. ماده آنتي كوآگولان (ضد انعقادي) كه در بزاق زالو موجود است بنام هيرودين موجب رقيق شدن خون، بازشدن عروق بسته و بالطبع افزايش خون‌رساني و اكسيژناسيون موضع مي‌گردد. پيش‌بيني مي‌گردد حداقل يكصد نوع ماده ويژه با اثرات درماني گوناگون توسط زالو ترشح مي‌شود. اكنون در شمار كثيري از كلينيكهاي معتبر اروپا و آمريكا از زالو جهت رقيق شدن خون متعاقب آنژيوپلاستي قلب، گرافتهاي پوستي و پيوند اعضاء ( جهت تسريع خونرساني موضع و پيشگيري از انعقاد خون در عروق)، واريس، ضايعات پوستي و زيبايي پوست و حتي تقويت سيستم ايمني بدن، استفاده طبّي بعمل مي‌آيد.
حتي كشورهايي نظير روسيه و انگلستان از ره‌آورد صادرات زالو درآمد هنگفتي براي اقتصادشان فراهم كرده‌اند. در طب سنتي ايرانيان كاربرد زالو بسيار وسيع بوده و در بيماري‌هاي خوني و عفوني، فشارخون، سكته قلبي، بيماري‌هاي چشمي، پوستي، واريس، بواسير، آبسه‌هاي چركي و . . . مورد استفاده قرار گرفته است.
در طب افواهي (عاميانه) مردم ايران نيز, زالو همانند حجامت و فصد بعنوان يك رفتار درماني و پيشگيري پذيرفته شده و شناخته شده حضور داشته است و مردم شهر و روستاي ايران مي‌دانستند كه علاج بسياري عفونتها و زخم‌ها و كسالت‌هاي بدن با زالو اندازي ممكن است.
ريكاو و كولين آمريكايي در مقاله‌اي تحت عنوان كاربردهاي نوين زالو درماني گزارش اثرشگفت‌انگيز زالو درماني در بهبودي پيوند Rejecct شده انگشت قطع شده دست يك كودك سه ساله و گرافت عضلاني گردن يك مرد ۶۷ ساله را قيد كرده‌اند.
سابقه زالو تراپي به ۱۵۰۰ سال قبل از ميلاد در مصر باستان بر مي‌گردد. در قرن ۱۹ در آمريكا از زالو براي درمان هموروئيد، بيماري‌هاي لثه و دهان و بيماري‌هاي متنوع ديگري استفاده مي‌شد.
مشاهده مردي كه پاي گانگرن شده وي (كه در آستانه Amputation قرار داشت) توسط زالواندازي، نجات‌يافته بود انگيزه تحقيق ما روي زالو و جايگاه درماني زالو در طب آلوپاتي و آلترناتيو شد.
زالو جزو نرمتنان تك‌جنسي مي‌باشد . زالوي طبي Hirudo Medicinalis نام دارد و مشخصه آن نوارهاي سبز زيتوني تا سبز لجني در پشت آن است. زالوهاي سياه‌رنگ يا سرمه‌اي رنگ و يا زالوي بسيار درشت (بزرگ‌تر از ۱۲ سانتيمتر) اغلب نامناسب و خطرناك مي‌باشند.

آنزیم های موجود در بزاق زالو

هيرودين مهمترين ماده ضد انعقاد بزاق زالو است. پروتئيني‌ متشكل از ۶۵ اسيد آمينه است و رديف اسيدهاي آمينه آن با تكنيك PCR مشخص شده است. خاصيت ضد انعقادي هيرودين قوي تر از هپارين است. عمل هيرودين به وسيله عوامل ديگر موجود در زالو مانند همنتين و آنتي استاتين تقويت مي‌شود. فعاليت هيرودين را از روي خاصيت ترومبين آن بيان مي‌كنند.
امروزه فرم نوتركيب هيرودين به نام ليپرودين سنتز شده است. هيرودين توانايي زيادي در ممانعت از انعقاد خون دارد به طوري كه چند قطره بزاق دهان زالو قادر است مقدار زيادي خون را به صورت مايع نگه‌دارد و مانع انعقاد آن شود ( با آزمايشي كه به صورت تجربي بر روي خون مكيده شده توسط زالو انجام شد زمان لخته شدن خون به بيش از ۶ ساعت افزايش يافته بود ).
وقتي كه خون با لبه بريده بافت تماس حاصل مي كند فاكتور ۱۲ يا هاگمن فاكتور فعال مي‌شود. متعاقب فعال شدن اين فاكتور انعقادي يك سري آنزيم‌ها از جمله آنزيم پروتئاز ترومبين فعال مي‌شود اين آنزيم سبب تبديل فيبرينوژن به فيبرين مي‌شود و فيبرين به صورت رشته‌هاي كلاف مانند ، محل بريدگي را مي‌بندد و مانع خونريزي مي‌شود و خون را منعقد مي‌كند.
هيرودين به صورت خيلي اختصاصي و قوي از فعاليت آنزيم پيروتئاز ترومبين جلوگيري مي‌كند و مانع انعقاد خون مي‌شود. فيبرينوژن يك مولكول دايمر است و دو محل اتصال ( FG ) يا ( Binding sites ) براي رسپتور پلاكت‌هاي فعال شده دارد. ( Gp116-111a ) اين محل اتصال مي‌تواند سبب اتصال پلاكت‌ها و ايجاد تجمع پلاكتي كند. احتمالاً هيرودين مانع اتصال دور رسپتور ( Fg/Gp ) مي شود و از اين طريق مانع انعقاد خون مي شود از تجمع پلاكت‌ها جلوگيري مي كند. اتصال پلاكت‌ها در داخل عروق مي‌تواند مرجع به تشكيل پلاكت‌هاي عروقي و انسداد عروق شود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.